|
My atoms have always loved your atoms |
|
|
تو که آمدی ،
باهم قرار گذاشتیم که بال هم باشیم دیشب که سر سفره ی شام به خاطر قد نکشیدن برنج ها بشقاب های خانه را کشتی دست در اتاق را وحشیانه دنبال خودت کشیدی و صدای جیغ بلندش را دراوردی و با صدایی بلند تو هم مثل همه ی مردهای کوچه ها و خیابان ها حرف زدی مطمئن شدم که هیچ لاکپشتی پرواز نخواهد کرد و تکه های بالم لای دهانت گیر کرده بود .
+
تاریخ | چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۹۴ساعت | 21:33 نویسنده | آوینآلیس
|
|
|